هنرمندان هویت معنوی جوامع بشری هستند .
هنرمندان با آثار خود همواره در زندگی روزمره مردم نقش پررنگی داشته اند و به همین دلیل می توان آنها را محبوب ترین قشر جامعه دانست .
طنین ساز و صدای آواز محلی ریشه در تاریخ فرهنگی لرستان دارد و همه ساکنین این منطقه با آن خو گرفته اند .
لرستانی ها محال است با شنیدن صدای کمانچه از خود بیخود نشوند و به سر شوق نیایند چرا که موسیقی لری همواره در تمامی مراسم آنها خودنمائی میکند .
خلاصه موسیقی محلی جزئی از زندگی روزمره ما است .
اما به جز موسیقی هنر و هنر مندان دیگری هم در لرستان وجود دارند .
می توانیم در باره تئاتر و سینما صحبت کنیم ، می شود از نقاشی گفت ، یا در مورد عکس و عکاسان لرستانی سخن گفت و یا شعر و قصه و ادبیات
آنقدر هنرمند داریم که اگر قرار باشد هر روز یکی را معرفی کنیم و به مرور آثار وی بپردازیم و از وی تقدیر کنیم یکی دو سالی طول خواهد کشید تا از سرشناسان هنر لرستان صحبت شود .
ما تا به امروز چند بار در لرستان همایش های هنری برگذار کرده ایم و در آن همایشها به تقدیر از هنرمندان نامی لرستان پرداخته ایم ؟
راستی این چه رسمی است که ما در لرستان داریم ؟
چرا هر کسی که زنده است بی تفاوت از کنارش می گذریم و وقتی او را از دست دادیم برایمان تبدیل به اسطوره می شود ؟
در خرم آباد حتما باید مرد و یا برای همیشه از این شهر رفت تا همه یادشان بیفتد که فلان هنرمند هم روزگاری در همین شهر می زیست و در کوچه و خیابان آن راه می رفت و کسی متوجه او نبود و حالا که دیگر نیست و از این دنیا رفته است همه بر سر و سینه می زنند ،غش می کنند و گل بر سر می گیرند و افسوس می خورند که چه حیف بود فلانی و چقدر ضایعه جبران ناپذیری است برای خرم آباد .
حکایت هنرمندان خرم آباد شبیه آثار باستانی و میراث فرهنگی ایران است که فقط وقتی برای آنها نگران می شویم که آنها را از دست داده ایم .
همین است که تعداد زیادی از هنرمندان این شهر آنقدر بی مهری دیدند و بستر کار هنری آنقدر برای فعالیت شان نا مناسب شد که علیرغم میل باطنی خود تصمیم گرفتند به جائی بروند که هنر و هنرمند عزیز مردم و دست اندر کاران فرهنگ و هنر است و کار هنری دارای ارزشی بسیار بالا است .
پس هنرمند لرستانی زادگاه خود را ترک کرد و در جای دیگری از ایران و حتی در کشورهای خارجی کسب افتخار نمود و تیتر شد و همان هنرمند کم نام و نشان در شهر خود ، تبدیل به استادی گرانبها شد و علم و هنرش به کسانی عرضه شد که از او حمایت نمودند و در پرورش وی نقشی بزرگ ایفا نمودند .
نتیجه اینکه دست ما از علم و هنر او برای همیشه کوتاه ماند .
ما برای هنر و هنرمندان شهرمان تاکنون چه کرده ایم و برای آینده هنری این شهر چه برنامه ریزی کرده ایم؟
وقت آن رسیده که از این معدود هنرمندان موفق که هنوز در ابن شهر زندگی می کنند و هنر خود را بی دریغ در اختیار مردم شهر و استان قرار می دهند قدر دانی کنیم و جایگاه هنرمندان خرم آباد را ارتقا دهیم .
وقت آن رسیده که جشنواره های هنری معتبر در خرم آباد برگذار شود و پای بزرگان هنر ایران به این شهر باز شود و در سایه این برنامه ها استعدادهای جدید در بین جوانان هنرمند این شهر کشف و آینده ای روشن برای هنر این شهر ساخته شود .
اگر می خواهیم هنر و ادبیات باز هم در این شهر و استان جائی داشته باشد و به فراموشی سپرده نشود باید دست از بعضی کار شکنی ها و حسادتها برداریم و همه در کنار هم تلاش کنیم تا به جایگاه واقعی خود برسیم .
موفقیت یک هنرمند بومی باعث سربلندی لرستان می شود و همه ما به آن افتخار می کنیم پس باید همه تلاش کنیم تا یک هنرمند به قله افتخار برسد و در مقابل موفقیت خود را متعلق به همه مردم خرم آباد بداند .
شاید روزی آنها که خرم آباد را ترک نمودند و تصمیم گرفتند که دیگر برای کار هنری به اینجا بر نگردند با دیدن یک سری تغییرات در برخورد ما با هنر هنرمندان و فراهم شدن شرایط مناسب برای انجام کارهای هنری و برگذاری جشنواره های معتبر از تصمیم خود صرف نظر کنند و بار دیگر آنها در کنار خود ببینیم و از آنچه دارند استفاده کنیم چرا که آنها متعلق به این خاک هستند .
با هم مهربان تر باشیم و آینده هنر لرستان و به خصوص خرم آباد را جدی بگیریم .